کد خبر : 911
تاریخ انتشار : جمعه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۴ - ۱۹:۴۲

شیوخ لاورشیخ ، الگویی برای همگانند

شیوخ لاورشیخ ، الگویی برای همگانند

شیوخ لاورشیخ ، الگویی برای همگانند   گزارش از سید ابراهیم کوخردی به سراغ مردی رفتیم که زندگی اش همراه با معنویت بود و با روزی حلال و سختی در کسب و کار زندگی زندگی را می گذراند. وی موذن مسجد بود و شغل های زیاد و متعددی را در زندگی خود تجربه کرده است

شیوخ لاورشیخ ، الگویی برای همگانند

 

گزارش از سید ابراهیم کوخردی

به سراغ مردی رفتیم که زندگی اش همراه با معنویت بود و با روزی حلال و سختی در کسب و کار زندگی زندگی را می گذراند. وی موذن مسجد بود و شغل های زیاد و متعددی را در زندگی خود تجربه کرده است . وی نور محمد عبدالله پور محمد حاجیانی معروف به نور محمد از ریش سفیدان و معتمدین و زحمت کشان کوخرد است. با هم گزارشی که از دیدار با وی تهیه شده است را می خوانیم.

 

سالها در دل داشتم برای دیدار نور محمد و سلام و احوالپرسی خدمت ایشان برسم اما مشغله های روزگار و دغدغه های متعدد این فرصت را از ما گرفته بود. بلاخره با پیدا کردن شماره پسرش عبدالرحمن و تماس با وی هماهنگی های لازم برای حضور در منزلشان فراهم شد.

به اتفاق امید ملاحی نژاد مدیر مسئول رسانه سلام کوخرد بعد از نماز خفتن راهی منزل ایشان شدیم. فرزندش در را باز کرد و با رویی گشاده پذیرای ما شد و ما را به اتاقی که نور محمد در آن بود راهنمایی کرد. عبدالرحمن گفت: پدرم بی صبرانه از یک ساعت قبل منتظر شما می باشد. وارد اتاق نور محمد شدیم مثل همیشه با لباس سفید عربی و شال بر سر بود. از روی تختش بلند شد و تا نیمه اتاق به پیشواز ما آمد. ما را بغل کرد و سر و صورت ما را بوسید و گفت بسیار خوشحالمان کردید.

پس از نشستن و احوال پرسی گفتگو را با وی شروع کردیم. اولین سوالمان بر اساس بیشترین فعالیتی که در کوخرد از کودکی از او دیده بودیم انجام شد و چون ما او را بیشتر در عروسی ها به عنوان طباخ می دیدیم در خصوص طباخی و چگونگی ورودشان به این حرفه سوال گرفتیم.

نور محمد گفت طباخی را از مرحوم پدرم آموختم و چون پدرم طباخ بود من نیز علاقه به فعالیت در این زمینه را پیدا نمودم اما به صورت حرفه ای طباخی را از طریق تجربه و مرور زمان آموختم. یادم است در منزل سید قطب الدین در محله سادات کوخرد آشپزی از بیون از منطقه آمده بود و برای اولین مشاهده کردم گوشت زنده در دیگ و برنج بر روی گوشت بر روی آتش می گذاشتند و بسیار خوشمزه می شد. این روش را در ذهن سپردم تا اینکه برای اولین بار به همراه یوسف محمدشریف شریفی در یک عروسی در کوخرد طباخ شدیم و من کار خود را بر اساس مشاهده از طباخ خارج از منطقه بود انجام دادم .

نور محمد همچنین می گوید در دوران طباخی هیچ وقت یادم نیست برنج و خورشتم سوخته و یا ناپخته شود. همیشه بر اساس آن چیزی که می خواستم خوراک آماده می شد .

از این ریش سفید و معتمد کوخردی در خصوص فعالیت هایی به غیر از طباخی می پرسیم و وی می گوید: در زندگی تا کنون هر فعالیتی برای کسب رزق و روزی بوده انجام داده ام بنایی، کشاورزی و زراعت و باغبانی ، حفر چاه ، آماده نمودن قبر ،حمل بار از کوخرد به دیگر روستاها با الاغ ،ساخت برکه و… در زندگی زیاد زحمت کشیده ام.

عبدالرحمن پسر نور محمد می گوید: همیشه با یاد دارم هر وقت پدرم به خانه بر می گشت لباس هایش خاکی و گلی بود. وقتی حفر چاه انجام می داد لباس هایش از عرق به بدنشان چسبیده بود.

از نور محمد در خصوص شیخ بزرگ لاور می پرسیم. وی شیوخ لاور بخصوص شیخ محمد نور مدنی و پدرش را الگویی برای همگان معرفی می کند. پدر شیخ محمد نور مردی مهربان و مومن و بسیار مهمان نواز بود. همیشه از مهمان نوازی شیخ لاور درس گرفته ام و مهمان نوازی و پذیرایی ایشان را به یاد دارم . هیچ وقت اتفاق نمی افتاد که کسی از جایی به لاور رفته باشد و بی جا و مکان شود یا گرسنه بماند. همه مردم خانه اشان خانه شیخ بود و مهمان سفره این بزرگوار. از همه جا به لاور می آمدند حتی مهمانانی از خارج منطقه نیز حضور داشتند. نور محمد در حالی که به ما شربت تعارف می کند گفت: از پدرم بیاد دارم که چه داستان هایی از کرامت و بزرگواری پدر بزرگ شیخ محمد نور تعرف می کرد. چیزهایی می گفت و بعد همان اتفاق می افتاد و برای مردم با قرآن و دعا سلامتی را هدیه می داد.

از دوران قحطی برایمان صحب می کند. نور محمد می گوید دوران قحطی هر فردی که خرما داشت تاجر محسوب می شد و خرما ارزش طلا داشت. پدرم خمره هایی مملو از خرما داشت و به لطف و کرم و بخششی که داشت در آن سال خانواده های بی شماری از منزلمان خرما می گرفتند. سال قحطی هیچ ارتباطی نبود. نه وسیله ای و نه خوراکی و تنها خوراک مردم خرما بود. مردم آن زمان سختی های بسیار زیادی متحمل شدند.

نور محمد موذن مسجد فکری بوده و سالها ندای اذان را در کوخرد بلند می کرد اما حالا سالهاست به دلیل مشکلات بینایی و پا ، دیگر نمی تواند به مسجد برود. همچنین در مراسمات معنوی بخصوص مولودی هایی که برگزار می شد از فعالین بوده و خود به همراه سادات مواودی می کرد.از وی درخواست خواندن بخشی هایی از مولود نبی می کنیم و وی درخواستمان را رد نمی کند و برایمان با حس و حال معنویشان چه زیبا می خوانند مولودی در وصف پیامبر و بزرگان دین.

امید است همه ما قدر بزرگان و ریش سفیدان ، پدران و مادرانی که امروز کنارمان هستند را بیشتر بدانیم. به آنها سر بزنیم ، حال و احوال بپرسیم و با دست بوسی از آنان خوشحالشان کنیم. از تجربه هایشان درس بگیریم . آموخته هایشان را بشنویم و از آنان کسب تجربه کنیم چرا که بزرگانمان برکت خانه و اجتماعند. برای پدران و مادرانمان بخصوص آقای نورمحمد عبدالله پور آرزوی صحت و سلامتی و طول عمر با عزت از درگاه خداوند منان مسئلت داریم.

منبع : نشریه بستکیه ، شماره 179

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 66 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.